تبليغاتX
آزاد زی ...


اینک که اصولگراییِ دولت نهم خود را در قالب سوءِ مدیریت­های گسترده و تخلف از وعده­های معهود نشان داده است؛ اینک که ثمره­ی مهرورزی چیزی جز عوام­فریبی، عصبیت و خشونت نبوده است؛ اینک که عدالت اقتصادی به توزیع عادلانه­ی فقر تبدیل شده است؛ اینک که شجاعت در عرصه‌ی بین­الملل، به انزوا و ضایع شدن حقوق ملت ایران انجامیده است؛ اینک که توزیع سیب­زمینی نماد تکریم اقشار مستضعف شده است؛ اینک که تکریم دانشگاه و دانشجو با توبیخ، تعلیق و اخراج توصیف می­شود؛ اینک که امربه­معروف و نهی­ازمنکر با توهین و هتک حرمت به شهروندان صورت می­گیرد؛ اینک که مهمترین وظیفه­ی استانداران و مسئولین کشور، آوردن جمعیت بیشتر به استقبال رئیس جمهور است؛ اینک که در اندیشه­ی جوانان این مرز و بوم، اشتغال و مسکن، آرزوی دست نیافتنی­ای بیش نیست؛ اینک که زندگی آبرومندانه برای نخبگان، تنها در خارج از مرزهای این کشور متصور است؛ اینک که وعده­ی کابینه­ی 70 میلیونی، به سلب شدن حقوق انسانی و قانونی اقلیت­های مذهبی و قومی انجامیده است؛ اینک که درآمدهای سرشار نفتی، صَرف خرید رأی انتخابات و یا آبادانی آمریکای لاتین و سایر کشورها می­شود؛ اینک که منتقدین خانه­نشین شده­اند و متملقین و روسیاه­ترین قلم­به­دستان، منتقد نمونه معرفی می­شوند؛ شگفت است اگر برنخیزیم و سر به اصلاح وطن نسپاریم.

قدم در راه پرفراز و نشیب اصلاح نهاده­ایم تا دیگر جاعلان و زراندوزان به کابینه­ی دولت راه نجویند؛ تا دیگر آمار و ارقام دروغ از توسعه و پیشرفتِ پوشالی به خوردمان ندهند؛ تا دیگر رؤسا و وزرا از پاسخ­گویی نسبت به بی­کفایتیِ خویش، فرار نکنند؛ تا دیگر دین و فرهنگ و انقلاب و میهنمان را جهانیان، خونریز و کشورگشا نخوانند؛ تا دیگر اساتید و دانشجویان دگراندیش، گرفتار تصفیه­ی فرهنگی نشوند؛ تا دیگر زورمندان خارج از دانشگاه، پیاده­نظام خویش را به دانشگاه گسیل نکنند؛ تا دیگر دست دولت از دخالت در نهادهای مستقل شهروندی و دانشجویی، کوتاه شود؛ تا دیگر تحجر و خشک­مغزی، به نام دین و انقلاب، راه آزادی و پیشرفت را سلب نکند؛ تا دیگر ثمره­ی آزادی بیان، زندان و حبس و محرومیت از تحصیل نباشد؛ تا دیگر مجازات لَختی مویِ عریان، توهین و احضار به کمیته­ی انضباطی نباشد.

باشد روزی را ببینیم که اوین خالی از دانشجو و فرهنگی و طلبه و کارگر شود؛  روزی که تیغِ تیزِ سانسورِ ارشاد، از زخم زدن بر گردن نویسنده و اثرش، بازماند؛ روزی که اندیشه­ی سیاسیِ انسان­­ها گرفتار کج­سلیقگی نشود و دیگر زندانیِ سیاسی نداشته باشیم؛ روزی که دانشگاه فضایی آزاد و آرام برای اندیشیدن و تجربه کردن باشد و نام دانشجوی ستاره­دار تنها در تاریکخانه­های تاریخ یافت شود؛ روزی که زنان همچون مردان در پیشگاه قانون از شأن و حقوق برابر برخوردار شوند و بساط سیاهِ تبعیض و سهمیه­بندی جنسیتی برچیده شود؛ باشد روزی را ببینیم که سیاست­های خارجی دولت، کشور را در معرض تحریم و تهدید قرار ندهد.

میرحسین موسوی نه آرمانمان، که یاری کننده­ی ما در رسیدن به آرمانمان است؛ آرمانی که آزادی را  برای همه­ی شهروندان، اقلیت­ها، گروه­ها و احزاب می­طلبد، آرمانی که عدالت در همه­ی عرصه­ها را محصول آزادی می­داند. از این جهت در حمایت و یاری رساندن به میرحسین موسوی ثابت­قدم و استوار هستیم.

 پس از اعلام حمایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان از میرحسین موسوی، جماعتی که خود در قانون­شکنی و قانون­گریزی استاد هستند، با توسل به نهادهای خارج از دانشگاه و البته دروغ­پردازی، سعی در سنگ­اندازی و کارشکنی در فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان نمودند. سعی بیهوده­ی این نان­به نرخِ ­روز خوران، اعترافی است بزرگ بر این حقیقت که خاری هستیم در چشمشان که یارای دیدنمان را ندارند. این تلاش سخیف و ابتر ایشان، گام­هایمان را برای حمایت از میرحسین استوار تر کرد. زین پس برای پیروزی آرمانمان لحظه­ای درنگ نخواهیم کرد.

                                                                                                و من ا... توفیق

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان

                                                                                            16 اردیبهشت 88

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 12:12  توسط سعید  |